هوالله
ای حیات با تو وداع می کنم ، با همه زیباییهایت، با همه مظاهر جلال و جبروت ،با همه کوهها و آسمانها و دریا ها و صحراها ، با همه وجود وداع می کنم ،با قلبی سوزان و غم آلود به سوی خدای خود می روم و از همه چیز چشم می پوشم
ای پاهای من می دانم شما چابکید ، می دانم که در همه مسابقه ها گوی سبقت از رقیبان ربوده اید می دانم فداکارید ، می دانم که به فرمان من مشتاقانه به سوی شهادت صاعقه وار به حرکت در می آیید
اما من آرزو ی بزرگتر دارم، من می خواهم که شما به بلندی طبع بلندم به حرکت درآیید ،به قدرت اراده آهنینم محکم باشید ،به سرعت تصمیمات و طرح هایم سریع باشید ،این پیکر کوچک اما سنگین از آرزوها و نقشه ها و امید ها و مسئولیت ها را به سرعت مطلوب به هر نقطه دلخواه برسانید...
در این لحظات آخر عمر آبروی مرا حفظ کنید، من چند لحظه بعد به شما آرامش می دهم ، آرامش ابدی دیگر شما را زحمت نخواهم داد ، دیگر شب و روز شما را استثمار نخواهم کرد دیگر فشار عالم و شکنجه روزگار را برشما تحمیل نخواهم کرد ،دیگر به شما بی خوابی نخواهم داد و شما دیگر از خستگی فریاد نخواهید کرد ،از درد و شکنجه ضجه نخواهید کرد ،از بی غذایی، از گرما و سرما شکوه نخواهید کرد ،آرام و آسوده برای همیشه در بستر نرم خاک آسوده خواهید بود
امّا این لحظات حساس ، لحظات وداع با زندگی و عالم ،لحظات لقاء پروردگار، لحظات رقص من در برابر مرگ باید زیبا باشد ... شهید چمران
پ.ن
۱.یاد شاعر گرانقدر قیصر امین پور را گرامی می دارم ، کسی که شعرهایش مرا قدری بالاتر برد ...
۲. ما زنده به آنیم که آرام نباشیم ...
۳.از اینجا بشنوید وداعی زیبا...
+
نوشته شده در چهارشنبه
1386/08/09 ساعت 2:20 بعد از ظهر توسط روزنه
|