تبليغاتX
ياحنّان

...

هوالحق

سلام

جالب اینجا است که هر وقت سراغ نوشتن می آیم و خصوصاً ثبت چیزی، یاد سپری شدن ساعت ها و دقیقه و ثانیه های عمر  می افتم .  " برلب جوی بنشین و گذر عمر ببین "   هر چند که نشستن بر لب جوی مزایای فراوان دیگری نیز دارد. 

این روزها  باید در انتظار بهاری دیگر باشیم . بهاری که  آمدنش را جشن می گیریم و با آن دل خوشیم . در دوران انتظار هرچه کوشاتر باشیم و هر چه قدر بهتر ... طوری که رضایت در دل ها مان رخنه کند، بهاری باشکوه تر را امیدواریم .

و دریغ از هنگامی که از این دوران انتظار ناخودآگاه، اندکی مانده باشد و ما مهیای پذیرش رستاخیز نباشیم.

و اما انتظار در انتظار ....  با این چه کنیم ؟!  این چشم ها چه زمانی شایسته ی دیدن او را می یابند؟  "مَتی تَرانا و نَریَکَ..."   به امید ظهور او ...

یا حق 

پی نوشت:

۱. دلم برای دوستان ( پارسال دوست امسال آشنا ) تنگ شده !

۲. در جریان دفاعیه پایان نامه از دوستانم تشکر می کنم به ویژه "نسيم" عزیز که خیلی بهش زحمت دادم انشاالله جبران کنم.   

 

!! نوشته شده توسط روزنه | 3:20 بعد از ظهر | سه شنبه 1387/11/29