یادش سبز...
اينجانب به همة نسلهاي حاضر و آينده وصيت ميكنم كه اگر بخواهيد اسلام و حكومت الله برقرار باشد و دست استعمار و استثمارگرانِ خارج و داخل از كشورتان قطع شود، اين انگيزة الهي را كه خداوند تعالي در قرآن كريم بر آن سفارش فرموده است از دست ندهيد؛ و در مقابل اين انگيزه كه رمز پيروزي و بقاي آن است، فراموشي هدف و تفرقه و اختلاف است. ...
پس اكنون كه دانشگاهها و دانشسراها در دست اصلاح و پاكسازي است، بر همة ما لازم است با متصديان كمك كنيم و براي هميشه نگذاريم دانشگاهها به انحراف كشيده شود؛ و هر جا انحرافي به چشم خورد با اقدام سريع به رفع آن كوشيم. و اين امر حياتي بايد در مرحلة اول با دست پرتوان خود جوانان دانشگاهها و دانشسراها انجام گيرد كه نجات دانشگاه از انحراف، نجات كشور و ملت است.
و اينجانب به همة نوجوانان و جوانان در مرحلة اول، و پدران و مادران و دوستان آنها در مرحلة دوم، و به دولتمردان و روشنفكران دلسوز براي كشور در مرحلة بعد وصيت ميكنم كه در اين امر مهم كه كشورتان را از آسيب نگه ميدارد، با جان و دل كوشش كنيد و دانشگاهها را به نسل بعد بسپريد. و به همة نسلهاي مسلسل توصيه ميكنم كه براي نجات خود و كشور عزيز و اسلامِآدم ساز، دانشگاهها را از انحراف و غرب و شرقزدگي حفظ و پاسداري كنيد و با اين عمل انساني ـ اسلامي خود دست قدرتهاي بزرگ را از كشور قطع و آنان را نااميد نماييد. خدايتان پشتيبان و نگهدار باد.
....وقتي امام (ره) فوت كرد، همه گرد امام بودند. من، فرزندان، خانواده و همه بودند. همه ناراحت بودند، آن موقع آقايان خامنهاي، رفسنجاني، ميرحسين موسوي و آقاي موسوي اردبيلي بودند. دوستان دفتري و خانواده، مرحوم حاج احمد آقا حضور داشتند. مسئولين ديگر هم بودند. ما كارهايمان را در لحظات آخر انجام ميداديم و افراد هم براي ملاقات ميآمدند. در همان ايامي كه امام مريض بود، آقاي رفسنجاني و خامنهاي و فكر ميكنم آقاي موسوي و اردبيلي آمدند و هر چهار نفر كه مسئولين جاهاي مختلف بودند، خدمت امام رسيدند، امام به آنها گفت: «با هم باشيد كسي نميتواند به شما غلبه كند»، يعني اتحاد را به آنها متذكر شدند. هر جمله امام پند بود. اين اتحاد ميتواند در منزل يا در كار يا در مملكت باشد.
دكتر عارفي، پزشك امام
پ.ن
۱. فقدان امام خیلی سخته ، هیچ وقت صدای آقای حیاتی از ذهن و دلم پاک نمیشه صبح اون روز ، با اینکه هفت سال بیشتر نداشتم ، فقط یادمه اون زمان اصلا دلم نگرفت ، ولی بعدها که بزرگ تر شدم ... مثل الان دلم دردمند ِ ...
۲.یادش سبز
------------------------
فاطمه(س)
ای رسول خدا! دلم خون وخسته است و غصه ام دائم و پیوسته. چه زود خدا میان ما جدایی انداخت . من از این فراق فقط به خدا می توانم شکایت کنم . دخترت به تو خواهد گفت که چگونه امتت علیه من همدست شدند و چگونه حق او را غصب کردند. از او سوال کن ، ماجرا را از او بپرس. ....وای ،وای از این مصیبت. چه می توانم بکنم جز صبر. بهتر از صبر چیست در این وانفسای مصیبت.
فاطمه جان ! اگر ترس از استیلای دشمن بر ما نبود ،قبر تو را اقامتگاه جاودان خودم می کردم وشیوه ی اعتکاف برمی گزیدم و همچون مادران جوان مرده براین مصیبت زار می زدم .
یارسول الله ! ببین که دخترت در پیش چشم تو مخفیانه به خاک سپرده شد ،حقش پایمال و ارثش تاراج گردید ،در حالی که چیزی از رفتن تو نگذشته بود ویاد تو کهنه نشده بود .
سلام و رحمت و برکت خدا بر تو وفاطمه ی تو ای پیامبر خاتم ! ای رسول خدا !
سید مهدی شجاعی
یاحق
امام رضا (ع)
سلام
...برگشتیم از مشهد و البته به سختی .
سفر بسیار خوبی بود ، یه جورایی حرف نداشت همراه با حدود ۱۲۰ زوج جوان ، پذیرایی شون هم عالی بود ، دست نهاد رهبری درد نکنه . و
امام رضا (ع) ، وای که چقدر سخت بود دل کندن ، خیلی سخت ، ادم دوست داره اوقاتش نگذره ، به حساب نیاد وقتی که اونجاست ، نقطه به نقطه ی حرم امام رضا (ع) روحانی و سبز ِ ....
به امید دیدار دوباره .
یاحق
پی نوشت :
....


