تبليغاتX
ياحنّان


ياحنّان








با یاد خدا

سلام

به محض این که این آقا از منبر اومدند پایین ، طبق قرار قبلی از حسینیه خارج شدم البته با زحمت ! سیل جمعیت بسیار بود بویژه خانم ها ! مهدی را دیدم که بیرون منتظر بود ، دسته ها !و جمعیت عرض خیابون را گرفته بود و مانعی بود برای رفتن ،بالاخره گذشتیم ودر حین رفتن باهم صحبت می کردیم درباره موردی که من را اذیت کرده بود ، مهدی هم حرف هام را قبول داشت هر چند که می گفت خیلی عصبانی هستی و باید منطقی باشی !

حرف من اینه که این آقای رو حانی و عالم محترم که میگه من شاگرد فلان شخصیت محترم هستم چرا باید این گونه استدلال کنه. خیلی دلم سوخت ،حرفای خوبی می زد ولی این حرف آخرش ... اخه شما آقای رو حانی که دغدغه ات اینه که ای جوونا چرا از پای منبر ها فرار می کنید این چه طرز استدلال کردنه ! گفتن این که زن باید در خونه بشینه و نتیجه گیری سطحی تون که روش پیامبر هم همین بوده و تمام زن های ایشون در خانه بودند به جز یک نفر که اومد بیرون و همه چیز را به هم زد و تا جمل و نهروان ادامه داشت ... چه طور می تونه من ِ جوون را جذب منبر شما کنه !  ویک سری حرفای دیگه ... شما خودت بگو در پا گرفتن این انقلاب این زنها چقدر سهیم بودند . خانه نشینی اینها کدام درد این جامعه را درمان می کنه ؟ اگه یک آدمی که معمول بود و این حرفا رو می زد دلم نمی سوخت ولی شمایی که این همه اسم و رسم دنبالته و خوب بودنت از حرفای دیگه ات معلومه چرا باید  این طور بفهمید و استدلال کنید . اگر انتقادی هم هست نباید این طوری بیان بشه . من که دیگه فردا که شما صبح سخنرانی داری پای منبرتون  نمی یام یعنی نمی تونم بیام دلم همراهی نمی کنه اونجا که داشتین مصیبت می خوندین برای امام حسین  و مردم گریه می کردند ، من هم گریستم ولی نه برای امام برای خودمون ... و دلم گرفت ...

عالم همه در طواف عشق است و دایره دار این طواف حسین است . اینجا در کربلا ، در سرچشمه جاذبه ای که عالم را بر محور عشق نظام داده است ، شیطان اکنون در گیرودار آخرین نبرد خویش با سپاه عشق است و امروز در کربلاست که شمشیر شیطان از خون شکست می خورد ، از خون عاشق ، خون شهید.

از کتاب فتح خون شهید سید مرتضی آوینی .

پی نوشت :

۱. رحلت به تعبیری علامه سید جعفر شهیدی  و حاج آقا مجتهدی محزونمان کرد ...

۲. یا حسین !

+ نوشته شده در  شنبه 1386/10/29 ساعت 0:46 قبل از ظهر  توسط روزنه  | 


با یاد خدا

... تلفنی یه اکانت ۳ ساعته گرفتم و وارد شدم . زمان محدودی دارم و امتحان ، فرصت نشده بود بیام  نت ، گفتم شب عیدی زودی بیام و برگردم ، به وبلاگ دوستان سر فرصت سر می زنم که تفرج گاهی شیرین و گیراست برایم ، چند خطی بگم و برم

سوره توبه آیه ۱۹ :

" آیا رتبه سقایت و آب دادن به حاجیان و تعمیر کردن مسجد الحرام را با مقام آن کس که به خدا و روز قیامت ایمان آورده و در راه خدا جهاد کرده یکسان شمرید  هرگز آن نزد خدا با این یکسان نخواهد بود که خدا ظالمان را هرگز به راه بهشت هدایت نخواهد کرد "

 

 

من کنت مولاه فهذا علی مولاه ،

اللهم و ال من والاه وعاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله .

 

عید غدیر مبارک !

 

یا علی !

+ نوشته شده در  شنبه 1386/10/08 ساعت 0:1 قبل از ظهر  توسط روزنه  |