تبليغاتX
ياحنّان


ياحنّان








سلام دوستان

خوب هستين .از اينكه به اينجا سر مي زنين و نظرمي دين ممنونم.به وبلاگ همه دوستاني كه لينكشون را مي ذارن سر مي زنم ولي بعضي اوقات اين صفحه نظرات باز نميشه ونمي تونم نظر بدم....

راستي اين دفعه تصميم گرفتم از هردري بگم ..اين روزها اين قدر درس ها زياد شده كه فراقتي نمونده برام هرچند كه اعتقاد دارم با برنامه ريزي ميشه به كارها رسيد..من هم بايد يك مقدار جمع وجور كنم شايد بعضي از دوستان می دونند بنده دل مشغوليتي دارم به اسم برسا... بايد يك كم كمش كنم. وقتي فكر مي كنم كه آيا واقعا تمام آسمان وزمين و دانشگاه وخانواده در كارند كه من وقت تلف كنم..وجدان دردي مي گيرم عجيب هر چند كه اين قضيه وجدان هم داره يك جورايي در بعضي موارد  بي اثر ميشه...اينم از متعالي شدن ماست ديگه...خدا خودش رحم كنه.راستي چند وقت پيش يك خوابي ديدم، از بس كه مبحث درس هامون در فضاهاي مجرد و محض مي گذره خوابهايي هم كه مي بينم حال وهواش محضي شده...توي عالم خواب وبيداري بودم كه يك جورايي جلوه رحمانيت خدا برام مشخص مي شد چه جوري بگم انگار كه يك تبلور خاصي داشت  پررنگ بود بعدش برام دائم توي خواب اين سوال  بود كه پس رحيم بودن خدا براي من چي ميشه. تا اونجا كه من مي دونم  رحمانيت خدا متعلق به همه موجوداته يعني رحمت عام ولي رحيم بودن مربوط به انسانهاي خاصّه توي يك حديثي خونده بودم رحيم بودن مربوط به مؤمنينه....و توي خواب ناراحت بودم.نمي دونم تعبيرش چيه...خدايا ما كه مي دونيم خاص نيستيم ديگه چرا به رخمون ميكشي...

در ضمن مي خواستم از يكي از دوستاي هم خوابگاهيم كه وقتي من امتحان داشتم خيلي هواي منو داشت تشكر كنم...سامره خوبم برات دعا مي كنم هميشه...

يك چيزي بگم وبرم بچه ها مي دونين جرم بعضي ها چي بود ،اين بود كه اسرار هويدا مي كردن .پس بهتره كه با خدا دوست باشيم...

و

خدايا! به آنان كه نمي دانند بياموز كه بدانند وبه آنان كه مي دانند بياموز كه عمل كنند.

اين از مناجات هاي سيد مهدي شجاعي .چند وقت پيش يكي از دوستان ادرس وبلاگ ايشون را داده بود گمش كردم.اگه لطف كني نگين جان دوباره بدي ممنون ميشم.

پاينده باشين و خدانگهدار.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/08/16 ساعت 1:27 قبل از ظهر  توسط روزنه  | 


مبارك باشه برامون انشاالله............


ولي خودمونيما    در دلم بود كه آدم شوم امّا نشدم.......

خدا خودش كمك كنه....

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/08/02 ساعت 4:30 بعد از ظهر  توسط روزنه  |