تبليغاتX
ياحنّان


ياحنّان








هو الحق

 

سلام

ایام زیبای اردیبهشت ماه به پایان نزدیک است و اینک ارمغانی دیگر ...

 

در یکی از پست های قبلی از هدیه نهاد رهبری دانشگاه   گفته بودم برای زوج های جوان ، سعادت نصیب ما شد و طلبیده شدیم به سوی مشهد امروز ساعت 2 بعدازظهر ،مسجد دانشگاه  ....

 

ایام بسیاری گذاشت که در دلم بود برای آپ کردن وبلاگ قدمی بردارم ولی فرصت نشد ...

 

یا حق

 

پ.ن

۱. روز معلم برای تمام اساتیدم مبارک باشه از کودکی تا به الان.

۲.چند تا عکس داشتم از آشپزی های روزهای اول می ذارم براتون به توصیه ی دوستان

 

   

۳. هنوز وسایل را نذاشتم توی چمدون 

۴. انشاالله به یادتون هستم  پیش امام رضا  (ع)

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/02/27 ساعت 9:10 قبل از ظهر  توسط روزنه  | 


 با یاد خدا

 

سلام  به همه ی دوستانم

 

سال جدید برای من مقارن بود با آغازی  نو که نتیجه ی پیوند مبارکی است ، امید که بتوانیم بنده ی شاداب خدا باشیم وزندگی مان عین ِ بندگی باشد و فرامین خدا دغدغه روح و ذهن و دلمان باشد و  دیگر اینکه   از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر 

 

 

این هفت سین شهر ماست واقع در میدان آزادی (سبزه میدان ) …امید که همیشه سبز و با نشاط باشید و نوآوری و شکوفایی ارمغان زندگی مان باشد  .

 

 

 

این هم عمارت چهل ستون در قزوین است و قابل ذکر است که قزوین شهر انتخابی سازمان ملل به عنوان نخستین شهر نمونه جهاني گردشگري شهري می باشد 

 و آثار باستانی در آن بسیار است  که البته برخی از آن ها در حال مرمت می باشند

و خونه ی ما به برخی از این اماکن نزدیک است  تعطیلات که تمام شد ولی اگر این طرف ها اومدین حتما خبر بدین که در خدمتتون هستیم …

 

 پ.ن :

یا محول الحول والاحوال حول حالنا الی احسن الحال

-------

پاینده باشین

یا حق .
+ نوشته شده در  شنبه 1387/01/17 ساعت 4:11 بعد از ظهر  توسط روزنه  | 


با یاد خدا

امروز اولین روز از آخرین ماه ِ آخرین سال مرحله ای از عمرم را سپری کردم ...  اگر بخواهند گزارشی از این سال ها ارائه دهم ، چه باید بگویم !  ... بی درنگ یاد قرآن های داخل اتاقم افتادم و همچنین قرآنِ زیبایی که هدیه ی سال های ( انشاالله) جدید زندگیمان خواهد بود . و چه می کردیم اگر این یاد ها نبود ........................

پ.ن

۱. قرآن به ترجمه و شرح واژگان استاد ابوالفضل بهرام پور

۲. دلم و ذهنم همراه با یکی از دوستان عزیزم می باشد که در سفر است ، زیارتش مقبول وبه امید دیدار

۳. خوشا دلی که مدام از پی نظر نرود   به هر درش که بخوانند بی خبر نرود 

۴. ترور حاج عماد مغنیه و رحلت حاج آقا توسلی در ایام گذشته درد ناک بود .

۵. مردم توهین به بستگان حضرت امام ( حاج حسن خمینی ) را تحمل نخواهند کرد .

۶. البته از این امروز دقایقی گذشته !

 

یا حق

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/12/02 ساعت 0:21 قبل از ظهر  توسط روزنه  | 


به نام خدا

 

پ.ن :

۱. یادش سبز !...

۲.یاد شهدا سبز !...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/11/11 ساعت 11:33 بعد از ظهر  توسط روزنه  | 


با یاد خدا

سلام

به محض این که این آقا از منبر اومدند پایین ، طبق قرار قبلی از حسینیه خارج شدم البته با زحمت ! سیل جمعیت بسیار بود بویژه خانم ها ! مهدی را دیدم که بیرون منتظر بود ، دسته ها !و جمعیت عرض خیابون را گرفته بود و مانعی بود برای رفتن ،بالاخره گذشتیم ودر حین رفتن باهم صحبت می کردیم درباره موردی که من را اذیت کرده بود ، مهدی هم حرف هام را قبول داشت هر چند که می گفت خیلی عصبانی هستی و باید منطقی باشی !

حرف من اینه که این آقای رو حانی و عالم محترم که میگه من شاگرد فلان شخصیت محترم هستم چرا باید این گونه استدلال کنه. خیلی دلم سوخت ،حرفای خوبی می زد ولی این حرف آخرش ... اخه شما آقای رو حانی که دغدغه ات اینه که ای جوونا چرا از پای منبر ها فرار می کنید این چه طرز استدلال کردنه ! گفتن این که زن باید در خونه بشینه و نتیجه گیری سطحی تون که روش پیامبر هم همین بوده و تمام زن های ایشون در خانه بودند به جز یک نفر که اومد بیرون و همه چیز را به هم زد و تا جمل و نهروان ادامه داشت ... چه طور می تونه من ِ جوون را جذب منبر شما کنه !  ویک سری حرفای دیگه ... شما خودت بگو در پا گرفتن این انقلاب این زنها چقدر سهیم بودند . خانه نشینی اینها کدام درد این جامعه را درمان می کنه ؟ اگه یک آدمی که معمول بود و این حرفا رو می زد دلم نمی سوخت ولی شمایی که این همه اسم و رسم دنبالته و خوب بودنت از حرفای دیگه ات معلومه چرا باید  این طور بفهمید و استدلال کنید . اگر انتقادی هم هست نباید این طوری بیان بشه . من که دیگه فردا که شما صبح سخنرانی داری پای منبرتون  نمی یام یعنی نمی تونم بیام دلم همراهی نمی کنه اونجا که داشتین مصیبت می خوندین برای امام حسین  و مردم گریه می کردند ، من هم گریستم ولی نه برای امام برای خودمون ... و دلم گرفت ...

عالم همه در طواف عشق است و دایره دار این طواف حسین است . اینجا در کربلا ، در سرچشمه جاذبه ای که عالم را بر محور عشق نظام داده است ، شیطان اکنون در گیرودار آخرین نبرد خویش با سپاه عشق است و امروز در کربلاست که شمشیر شیطان از خون شکست می خورد ، از خون عاشق ، خون شهید.

از کتاب فتح خون شهید سید مرتضی آوینی .

پی نوشت :

۱. رحلت به تعبیری علامه سید جعفر شهیدی  و حاج آقا مجتهدی محزونمان کرد ...

۲. یا حسین !

+ نوشته شده در  شنبه 1386/10/29 ساعت 0:46 قبل از ظهر  توسط روزنه  |